مقاله معرفی ایده (نگارش اول)
طرح هوشمندسازی و توسعه کسبوکارهای پلتفرمی در روستاهای کشور
باهدف توسعه روستا، ایجاد هزاران شغل جدید و ارزآوری ملی
(با تکیهبر نقش تفکر سیستمی و فناوری اطلاعات در توسعه پایدار)

سعید امامی
مدرس مدعو دانشگاهها و مؤسسات آموزشی
بنیانگذار آکادمی برنامهریزی منابع سازمان (ERPacademy)
مؤسس پویش توسعه صنعت نرمافزار ایران (تِصنا)
emamisaeid@yahoo.com https://saeidemami.ir
مشاور ارشد توسعه کسبوکار، فرایندگرایی، انتخاب راهحلهای نرمافزاری سازمانی؛ و تحول دیجیتالی سازمانها
بازرس سازمان نصر تهران و سرپرست كميته تخصصي نرمافزارهای پیشرفته سازمانی (ERP) انجمن انفورماتيك ايران
توجه: نگارش اول این طرح در تابستان سال 1403 تدوین شده است. در صورت نیاز به اطلاعات دیگر یا مقالههای جدید، لطفاً به وبگاه نگارنده (https://saeidemami.ir/) مراجعه نموده یا برای نگارنده پیام بفرستید. استفاده از مطالب این مقاله با ذکر منبع مجاز است. لیکن حق انتشار مقاله همواره برای سعید امامی محفوظ است. |
چکیده
امروزه دیگر هیچ فردی، هیچ کسبوکاری، هیچ صنعتی و حتی هیچ کشوری، بدون استفاده اثربخش از فناوری اطلاعات نمیتواند به موفقیت و توسعه پایدار دست یابد. باور، توجه و اقدام اجرایی در خصوص این اصل مهم میتواند از منظرهای زیادی موجب رشد و توسعه پایدار در کشور عزیزمان ایران گردد. در طرح و معرفی این ایده تلاش شده است تا بهضرورت استفاده گسترده از فناوری اطلاعات، خصوصاً فناوریهای نوین نسل چهارم و اقدام برای تحقق یک باور ملی در جهت هوشمندسازی و تحول دیجیتالی روستاهای کشور عزیزمان ایران، پرداخته شود.
آیا باور ملی برای هوشمندسازی و تحول دیجیتالی روستاهای کشور وجود دارد؟
|
این مقاله یک مقاله پژوهشی نیست بلکه طرح یک ایده عملیاتی است. در این مقاله تلاش شده تا با یک نگاه راهبردی ملی و با تکیهبر مشاهدات و تجربیات پیش روی خبرگان صنعت فناوری اطلاعات کشور و با تکیهبر تجربیات (موفقیتها و شکستها) خبرگان این صنعت در دیگر کشورها، مسیر راهی برای توسعه چشمگیر روستاهای کشور ازیکطرف و افزایش اشتغال مؤثر، با تکیهبر کسبوکارهای پلتفرمی و استفاده اثربخش از فناوری اطلاعات از طرف دیگر مطرح گردد.
در این مقاله با تکیهبر الگوبرداری از تجربیات موفق دیگران و با تکیهبر نظر خبرگان، فرضیههای متعددی مطرح شده است که در صورت نیاز و شک به صحت آنان (عدم تحقق باور ملی) میتواند مورد پژوهشهای بیشتر قرار گیرد.
لذا نگارنده تلاش نموده است تا ترکیبی از ایدهها و پروژههای تحولگرای ملی با تکیهبر صنعت نرمافزار را در کنار یکدیگر مطرح نماید تا براساس آن بتوان ضمن حمایت جدی و ملی از تکتک این پروژهها، یک نگاه ساختاریافته به کل پروژه هم داشت. نگارنده معتقد است که این رویکرد کمک میکند تا از اجرای جزیرهای اینگونه پروژهها پرهیز گردد و اولویتبندی منابع محدود کشور و بخش خصوصی برای کسب نتایج بیشتر از این منابع معنیدارتر شود.
لذا در صورت تحقق یک باور ملی به اصل هدف، ترس از شکست احتمالی در یکی از پروژهها کاهش یافته و با اجرای و حمایت چندوجهی از پروژهها، اثربخشی اینگونه پروژهها در سطح ملی افزایش خواهد یافت (یک بعلاوه یک، بزرگتر از دو خواهد شد).
در صورت توجه جدی به صنعت نرمافزار (صنعتی که میتواند بیشترین مزیت نسبی برای تحول و توسعه پایدار در کشور را مهیا سازد) و استفاده گسترده از فناوری اطلاعات، خصوصاً فناوریهای نوین نسل چهارم؛ با داشتن یک باور ملی و رویکرد جدی و اجرایی برای توسعه اقتصاد دیجیتال در کشور؛ آنگاه اقدام برای تحقق هوشمندسازی و تحول دیجیتالی روستاهای کشور، از منظرهای زیر میتواند بهعنوان یک باور راهبردی در سطح ملی موردتوجه قرار گیرد.
اول: ایجاد یک فرایند اجرایی مستمر برای توسعه پایدار هریک از روستاهای کشور با شاخصهای قابلاندازهگیری
- افزایش مستمر کمی و کیفی سطح زندگی به تفکیک هریک از روستاهای کشور
- تلاش برای مهاجرت معکوس به روستاها
- افزایش علاقه شهرنشینان به داشتن مسکن ییلاقی در روستاها و تجربه زندگی روستایی
- برندسازی و معرفی ویژگیهای هریک از روستاهای کشور در سطح استانی، ملی و بینالمللی
- کاهش بیکاری در روستا و رساندن این شاخص به سطح صفر
- توسعه کمی و کیفی محصولات و خدمات هر روستا و افزایش مستمر شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) هر روستا
- افزایش ارزش داراییهای نامشهود روستا همانند ارزش زمین و مسکن
- و...
دوم: استفاده بهینه از نیروی انسانی (داخل و خارج از کشور)
- شناسایی افرادی که از روستا مهاجرت کردهاند (داخل و خارج از کشور) و برنامهریزی برای جلب حمایت آنان از روستای اجدادی خود
- ایجاد انواع بسترهای قابل پیشبینی برای تربیت نیروی کار ماهر؛ با هدف کاریابی داخلی و بینالمللی، بهجای تشویق فرار مغزها (کاریابی حرفهای در بازار کار بینالمللی بهجای برخوردهای غلطی همانند اگر دوست ندارید جمع کنید بروید!)
- تبدیل تهدید ملی (خروج نیروهای مولد از کشور) به فرصت ملی (تربیت میلیونی نیروی کار ماهر در حوزه فناوری اطلاعات)
- بهرهگیری از فضای مجازی و قابلیتهای آموزش الکترونیکی، برای استفاده حداکثری از دانش و تجارب ایرانیان فرهیخته و متخصص (خصوصاً توجه بیشتر به استفاده حداکثری از دانش و تجارب ایرانیان مقیم خارج از کشور) برای توانمندسازی بیشتر نیروی کار، ازجمله جوانان پرانرژی ولی بیکار کشور، با نگاه تمرکز حمایتی از روستاهای هدف
- اقدام به صادرات خدمات نیروی کار از طریق دورکاری[1] و آزادکاری[2] (با توجه به نیاز گسترده بازار کار جهانی به شغلهای مغزافزاری و نرمافزاری مبتنی بر فناوریهای نوین، بهجای فرار مغزها و مهاجرت نیروی انسانی)؛ از طریق آموزش تخصصی و دانشی نیروی کار مستعد ساکن در روستاها و شهرهای همجوار روستا؛ و مهیاسازی بستر کار کردن طبق استانداردهای جهانی برای آنان، خصوصاً در زمینههای تولید محتوا و تهیه مولتیمدیا (با ایجاد جذابیتهای گردشگری بینالمللی)
- و ...
سوم: دستیابی به هدف رونق تولید و ارائه خدمات، از طریق هوشمندسازی و تحول دیجیتالی روستاهای کشور
- جایگزینی روش مدیریت سیستمی بهجای روش مدیریت بر پایه اعتماد، برای جاریسازی طرح توسعه پایدار روستا
- ایجاد یک بستر و محیط پلتفرمی گسترده که ضمن پشتیبانی اطلاعاتی و عملیاتی از انواع کسبوکارهای سنتی و پلتفرمی هر روستا، بتواند بستر تبادل اطلاعات اقتصاد دیجیتال (B to B) را علاوه بر هر روستای مشخص، بهصورت تجمیعی در سطح هر بخش، شهرستان، استان و نهایتاً کل کشور مهیا سازد
- توجه جدی برای معرفی انواع جاذبههای هریک از روستاهای کشور در محیط پلتفرمی روستا و از منظرهای مختلف (جاذبههای گ، گیاهان دارویی، محصولات دامی و کشاورزی و صنایعدستی) با قابلیت دسترسی به اطلاعات تجمیع شده (بهعنوانمثال جستجو برای شناسایی روستاهای یک شهرستان یا استان مشخص که نسبت به تولید یک گیاه دارویی خاص فعالیت داشته یا جاذبههای گردشگری خاصی دارند)
- ایجاد انواع کسبوکارهای پلتفرمی (فروش محصولات، گردشگری، املاک، خدمات حملونقل و...) از طریق آموزش ایجاد اینگونه کسبوکارها به دانشآموزان و دانشجویان خود روستا یا ساکنینی که به شهرهای اطراف مهاجرت نمودهاند و حمایت از آنان برای ایجاد اینگونه کسبوکارها در روستای خود
- ایجاد شناسنامه الکترونیکی اطلاعات بهروز، دقیق و قابل استناد روستا همانند: زمین مسکونی و زراعی (شناسنامهدار و سنددار کردن املاک)، منابع طبیعی، جمعیت ساکن و مهاجر (به تفکیک سن، مدرک، شغل و...)، خدمات دولتی و خصوصی و مشاغل فعال در روستا (واحدهای دولتی و تجاری، مدارس، پمپبنزین، خدمات رفاهی و...)، افراد تأثیرگذار و گمنام یا نامداری که تأثیرات به سزایی در روستا و محیطزیست آن داشتهاند و...
- حمایت از کسبوکارهای پلتفرمی که برای معرفی حرفهای و حداقل دوزبانه جاذبههای گردشگری روستا همانند: آبشار، غار، کوهپیمایی، دشت، تنگهها، گل گشت، اقامتگاه، تورهای گردشگری ساده و حرفهای، جاذبههای محیطزیست و... اقدام مینمایند
- حمایت از کسبوکارهای پلتفرمی که نسبت به معرفی محصولات کلیدی روستا خصوصاً گیاهان دارویی، محصولات ارگانیک و صنایعدستی اقدام مینمایند
- و ...
به قول آقای استیون کاوی انجام برخی از کارها بهسختی سفر به کره ماه است (اما شدنی است). پیادهسازی این طرح نیز سخت است، اما بههیچوجه بهسختی سفر به کره ماه نیست و کاملاً تحققیافتنی است.
امید است که صاحبان فکر و اندیشه، مسئولین کشوری، حامیان طرحهای مسئولیتهای اجتماعی، ابتدا با تکیهبر این باور که ما میتوانیم این طرح ایده را نقد نموده و سپس با ارائه پیشنهاد و راهکارهای اجرایی برای انجام اینگونه طرحهای ملی گام بردارند.
آیا بهتر نیست بهجای دادن ماهی و سیر کردن موقتی بیکاران کشور، ماهیگیری را به آنان بیاموزیم و یا ابزار مناسب ماهیگیری را برای آنان مهیاسازیم.
اگر ما بتوانیم (تأکید بر واژه ما میتوانیم بیانگر ضرورت برپایی یک عزم ملی است) برای هریک از روستاهای کشور یک محیط پلتفرمی حداقل دوزبانه با مولتیمدیاها و گرافیکهای جذاب ایجاد کرده و علاوه بر جذب مستمر گردشگران ایرانی و خارجی، نسبت به معرفی و توسعه محصولات و خدمات هر روستا اقدام کنیم
اگر ما بتوانیم در هر روستا با ایجاد اشتغال برای چند نفر دانشآموز یا دانشجو (خیل بیکاران آتی کشور) انواع کسبوکارهای پلتفرمی را توسعه داده و در طی یک دوره زمانی مشخص و با شاخصهای قابلاندازهگیری بتوانیم در 50 درصد روستاهای کشور مشاغل جدیدی را ایجاد نماییم
آنگاه با کمترین هزینه سالیانه هزاران شغل جدید درست کردهایم
آنگاه با افزایش مستمر تولید ناخالص ملی روستاها به افزایش تولید ناخالص ملی کشور کمک کردهایم
آنگاه پس از جذب گردشگر داخلی و با توسعه گردشگری بینالمللی، با صادرات صنایعدستی و یا با دورکاری و آزادکاری برای کشور ارزآوری نمودهایم
آنگاه با مدیریت یکپارچه توسعه کشت و برداشت گیاهان دارویی در سراسر کشور (مدیریت یکپارچه و جمعآوری منابع کوچک و ایجاد توانمندیهای بزرگ ملی) فرصتهای بزرگ ملی ایجاد نمودهایم
آنگاه در جهت توسعه پایدار کشور گامی بهیادماندنی برداشتهایم (پرهیز از روشنفکر بیعمل بودن؛ و پرهیز از انتلکتوئل[3] یا متخصص بی تعهد بودن)
واژههای كليدي: روستاهای ایران، کسبوکارهای پلتفرمی، گردشگری، گیاهان دارویی، صنایعدستی، آموزش، گردشگری، دورکاری، آزادکار، فضای مجازی، فناوری اطلاعات، رونق تولید
پیشگفتار
رشد و توسعه کاربردی و روزافزون فناوری اطلاعات از یکسو؛ و پذیرش این فرضیه که کشور ایران از مزیت قاطع مغزافزاری و نرمافزاری نیروی انسانی (در مقایسه با دیگر مزیتهای سختافزاری) برخوردار است، بستر کاملاً مناسبی را برای تسریع در رشد و توسعه کشور بر پایه استفاده هرچه بیشتر و اثربخشتر از فناوری اطلاعات مهیا نموده است.
این در حالی است که مشاغل موردنیاز در بازارهای کار در جهان، با توجه به توسعه و پیشرفت روزافزون فناوری اطلاعات، بهسرعت به سمت مشاغل جدید مغزافزاری و نرمافزاری مبتنی براین فناوری در حال تغییر است. این یعنی یک فرصت طلایی برای کشور ایران (با توجه به ارزان بودن دستمزد نیروی کار متخصص داخلی نسبت به دستمزدهای بینالمللی) که بتواند با یک تغییر رویکرد مدیریتی و با تمرکز بیشتر بر روی مزیت نسبی قاطع و مهم نیروی انسانی (که خوشبختانه بهراحتی نیز نمیتوان با تحریم جلوی رشد آن را گرفت)، فرایند توسعه پایدار کشور را تسریع بخشد. مسیری که درگذشته کشورهایی همانند هند، سنگاپور، ویتنام، بنگلادش، ایرلند، رومانی، اوکراین، برزیل و... هرکدام بهنوعی از آن بهره جستهاند.
از طرف دیگر مشکل بیکاری به یکی از معضلات ملی تبدیلشده است. این در حالی است که اکثریت بیکاران کشور دارای سواد کلاسیک و علم[4] دانشگاهی هستند؛ اما متأسفانه فاقد مهارت و دانش[5] کافی برای جذب به بازارهای کار میباشند. استفاده صحیح از فضای مجازی این فرصت طلایی را مهیا نموده است تا تهدید خیل عظیم بیکاران را از طریق آموزش کاربردی و مهارتهای روز موردنیاز بازارهای کار جهانی، به یک فرصت ملی تبدیل سازیم (ما میتوانیم).
تبدیل تهدید خیل عظیم بیکاران، از طریق آموزش کاربردی و مهارتهای روز موردنیاز بازارهای کار جهانی، به یک فرصت ملی |
اين يعني اينكه ما علاوه بر گاز، علاوه بر نفت، علاوه بر معادن بيكران، علاوه بر فرصتهای بیکران صنعت توريسم، علاوه بر موقعيت جغرافيايي يا سوقالجیشی كشور (مسير تردد هوايي، زميني، راهآهن، فيبر نوري و...)، علاوه بر گرماي بيكران كوير، علاوه بر داشتن چهارفصل در هرروز از سال، علاوه بر قابلیت کشت بیشترین تنوع گیاهان دارویی و علاوه بر دیگر مزیتهای کشور؛ یک مزيت بزرگ مغزافزاري (خصوصاً جوانان كشور)؛ و نرمافزاری (خصوصاً شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی و نرمافزارهای سازمانی) داريم كه بهراحتي ميتوان از آن بهعنوان يك سرمايه بزرگ ملي و همسو با برنامههاي توسعهاي دولت، كمكهاي فراواني گرفت.
اين مقاله صرفاً باهدف طرح اوليه ایده تهیه و تدوینشده است. انتظار میرود كه خوانندگان عزیز با نقد و تحليل دقيقتر این ایده، در تكميل آن نويسنده را ياري نمايند تا پس از دقیقتر شدن مقاله بتوان با حمايت حاميان اجرايي اين طرح، فاز اوليه و مطالعاتي آن را در چارچوب يك یا چند پروژه پژوهشي و اجرايي، بهسرعت آغاز نمود.
مسیر راه رسیدن به هدف
بهطورقطع برای اینکه این ایده تبدیل به یک شعار پوپولیستی[6] نشود، بایستی مسیر راه رسیدن به این هدف بزرگ ملی را با کمک کلیه سودبران (ذینفعان) مشخص نمود.
برای این کار نگارنده معتقد است که بایستی بزرگ فکر کرد، ولی کار را سریع و عملیاتی با انواع طرحهای کوچک و عملیاتی آغاز نمود. در زیر تلاش شده است تا بهگونهای فهرستوار؛ و از منظر انواع تهدیدها، فرصتها، راهکارها و... ابعاد مختلف تعدادی از این طرحها و برخی زیر پروژهها برای شروع مشارکت گروهی و ایدهپردازی بیشتر مطرح گردد. امید است که این سند مرتباً و با نقد و تکمیل آن توسط سایر همکاران، محققان و خبرگان این صنعت بهروزآوری شده و بهعنوان یک مرجع در تدوین و پیادهسازی سند راهبردی تحول دیجیتالی روستاهای کشور مؤثر واقع گردد.
نگاهی نو به پروژههای مشارکت عمومی، خصوصی[7]
در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی، من با یکی از مسئولین جزیره کیش جلسهای داشتم، در آن جلسه این مسئول محترم از من پرسید شخص حقیقی یا حقوقی را میشناسید که بیاید و در کیش یک اسکله تفریحی جدید بسازد. ایشان گفتند که برای اجرای این پروژه حاضر هستند سه میلیارد تومان (با توجه به ارزش پول آن دوره) وام بدون بهره بدهند، حتی حاضر هستند وام بلاعوض بدهند. علت را پرسیدم؟ گفتند تا این زمان سازمان منطقه آزاد ده درصد زمینهای کیش را به قیمت 200 هزار تومان فروخته است، اگر این پروژه اجرا شود سازمان بقیه زمینها را به قیمت سی صد هزار تومان خواهد فروخت. نگاه به انکوباتورها و پارکهای علم و فناوری نیز باید برایناساس باشد که در سطح ملی ما جایی سرمایهگذاری میکنیم و درجایی دیگر از کشور سود ملی بیشتری کسب میکنیم.
نگاه سودبران (ذینفعان) در حمایت و سرمایهگذاری در این پروژه باید، همانند ساخت اسکله تفریحی کیش باشد تا نهایتاً با سودآوری بالا موجب رونق اقتصادی روستاهای کشور گردد |
هدف از اجرای پروژههای مشارکت عمومی، خصوصی فقط اجرای انواع روشهای [8]BOT، [9]BOOT و... نیست. فقط در زمانی که دولت کسر بودجه دارد (از پول بیحساب نفت خبری نیست)، نباید به فکر انجام پروژههای مشارکت عمومی، خصوصی بود. بلکه همیشه با یک نگاه برنده/برنده بخش خصوصی میتواند از طریق کاهش انواع اتلافهای دولت، همکاری در کاهش هزینههای اجرایی، ایجاد فرصتهای جدید و نوآور، معرفی پروژههای اثربخشتر و... با دولت مشارکت نماید.
در شرایطی که دولت ایران با محدودیت منابع ارزی روبرو است، بایستی با مدیریت بهینه منابع، با بهرهگیری از کمترین منابع به بیشترین نتایج دستیافت[10]. هرگونه همکاری بخش خصوصی با دولت دراینخصوص نیز از جنس پروژههای مشارکت عمومی، خصوصی است. مهمترین همکاری دولت با بخش خصوصی حمایت، سرمایهگذاری و اقدام جدی برای توسعه محیطهای پلتفرمی پیشنهادشده ازیکطرف و سرمایهگذاری و حمایت جدی از پروژههای آموزشی و توانمندساز دانش آموزان و دانشجویان برای ایجاد انواع کسبوکارهای پلتفرمی در روستاها و سپس در سطح منطقهای، ملی و حتی بینالمللی از طرف دیگر است.
در زیر به برخی از موارد مرتبط با این ایده فقط اشارهشده است:
- ایجاد اشتغال با کمترین سرمایهگذاری ممکن توسط دولت برای ایجاد یک شغل جدید، از طریق حمایت آموزشی برای ایجاد انواع کسبوکارهای پلتفرمی در روستاها
- توسعه و رونق اقتصادی روستاهای کشور از طریق سرمایهگذاری و حمایت از هوشمندسازی و دیجیتالی نمودن فعالیتهای اقتصادی هریک از روستاهای کشور، با هدف کاهش هزینههای جاری دولت در روستاها و دهداریها؛ و در آینده مشارکت و سودبری از هزینههای صرفهجویی شده
- افزایش اعتماد ملی با مشاهده نتایج مثبت اجرای طرح در روستاهای اولیه هدف و توسعه و گسترش مداوم اجرای طرح در سایر روستاهای کشور
- ایجاد یک مزیت بینالمللی که بهراحتی قابل تحریم نخواهد بود خصوصاً اگر بسترهای اطلاعرسانی و پورتالهای هر روستا بهصورت چندزبانه (حداقل دوزبانه) طراحی و پیادهسازی گردند
- پیشبینی افزایش کسب درآمد ارزی از طریق جلب گردشگری بینالمللی و گسترش صادرات صنایعدستی پس از توسعه اجرای این طرح در روستاهای مختلف
- و ...
ضرورت مشارکت انواع سازمانها و نهادهای مردمنهاد حامی توسعه سطح زندگی روستایی
خوشبختانه سازمانها و نهادهای دولتی و مردمنهاد زیادی هستند که با نگاه ملی و مسئولیت اجتماعی نگاه مثبت و رو به جلویی برای توسعه سطح زندگی در روستاهای کشور دارند و حتی از بودجههای مصوب و قابل قبولی نیز در این راستا برخوردار هستند (همانند بنیاد برکت، بنیاد 15 خرداد، کمیته امداد، جهاد کشاورزی، صندوق بیمه روستایی و عشایری، تعاونیهای روستایی، انواع مؤسسات خیریه مدرسهساز و...).
دراینخصوص ضروری است جهت جلوگیری از هرگونه دوبارهکاری و هدر رفتن منابع، با یک سازماندهی یکپارچه و همسو، ضمن جلب مشارکت معنوی، مادی و حتی عملیاتی هریک از این نهادها؛ از ظرفیتهای موجود این نهادها و سازمانها، حداکثر بهر برداری صورت پذیرد. این همسویی از طریق تعریف انواع مدلهای همکاری مشترک و پروژههای مشارکت عمومی، خصوصی قابل انجام خواهد بود.
ضرورت شناسایی و اجرای طرح در روستاهای پایلوت
بهطورقطع برای اجرای این طرح ضروری است که برحسب نوع همکاری با دیگر سازمانها و سودبران طرح، انواع پروژهها ابتدا بهصورت نمونههای آزمایشی و پایلوت به اجرا درآمده و سپس در چند مرحله و با رشد تصاعدی در سطح کل کشور توسعه یابد. برخی از موارد پیشنهادی به شرح زیر است:
- ارزیابی دامنه و محدوده اولیه طرح و انتخاب یک یا دو استان برای اجرای نمونههای آزمایشی
پیشنهاد میگردد که استان یا استانهای هدف انتخابی برای طرح پایلوت در دسترس تیم پروژه بوده و از حمایتهای اولیه استاندار و نهادهای همسو همانند آموزشوپرورش یا سازمان جهانگردی و... برخوردار باشند.
- ارزیابی و انتخاب شهر (شهرهای) پایلوت و انتخاب یک تا سه شهر (شهرستان) با ویژگیهای متفاوت، بهعنوان شهرهای پایلوت
- تعیین محدوده اجرای طرح در شهر (شهرهای) پایلوت (انتخاب مرکز استان یا یکی از شهرستانهای استان، همراه با شهرها و دهستانهای تابعه؛ یا انتخاب یک یا چند شهر و دهستانهای تابعه؛ یا موارد دیگر)
جمعآوری اطلاعات و ایجاد پایگاههای اطلاعاتی ضروری از روستاهای پایلوت
پس از انتخاب شهر (شهرها) و روستاهای تابعه آن بهعنوان روستاهای پایلوت، ضروری است برای جمعآوری اطلاعاتپایه و ایجاد بانکهای اطلاعاتی دقیق و شفاف اقدامات ضروری صورت پذیرد. با توجه به حساسیت احتمالی در خصوص جمعآوری اینگونه اطلاعات و ضرورت یکپارچهسازی برخی اطلاعات با چند نهاد یا سازمان مختلف؛ پیشنهاد میگردد که انجام اینگونه پروژهها و محل نگهداشت بانکهای اطلاعاتی در وزارت کشور یا وزارت ICT یا دیگر سازمان مورد تائید مربوطه باشد. برخی از نیازهای مهم اطلاعاتی این طرح به شرح زیر است:
- شناسایی کلیه مدارس، دانشگاهها و انواع مؤسسات آموزشی شهر (شهرهای) هدف در طرح پایلوت بهمنظور شناسایی ظرفیتهای موجود، استعدادیابی و انتخاب تیمهای دانشآموزی و دانشجویی؛ و برنامهریزی برای آموزش مهارتهای ضروری به آنان و حمایتهای ضروری بعدی برای ایجاد کسبوکارهای پلتفرمی مدنظر طرح
در این راستا پیشنهاد میگردد یک بانک اطلاعاتی از اطلاعات عمومی، تحصیلی، دانشی و تخصصی؛ و محل اقامت کلیه متولدین (ساکن یا مهاجرت کرده) بین 15 تا 25 سال در شهر (شهرها) و دهستانهای تابعه طرح پایلوت تهیه گردد
- ایجاد شورا یا کارگروهی (کارگروههایی) برای همفکری و همسوسازی کلیه نهادها و سازمانهای دولتی، نهادهای مردمنهاد و دیگر حامیان طرح با یکدیگر در شهرستان یا استان هدف در طرح پایلوت
در کنار این طرح، بحث مسئولیت اجتماعی در شهر (شهرهای) پایلوت، با یکپارچگی و همسویی کلیه نهادها و حامیان، باید به یک باور ملی و محلی تبدیل شود
- تلاش برای انتخاب حامی (از میان شرکتها و واحدهای تولیدی بزرگ استان و یا شرکتهای داوطلب از حوزه ICT و یا افراد مهاجرت کرده به شهرها و کشورهای دیگر، ولی متعهد به زادگاه خویش) برای هریک از روستاهای انتخابشده در طرح پایلوت با نگاه برنده/برنده
- شناسایی کلیه متولدین شهر (شهرهای) و دهستانهای تابعه طرح پایلوت در داخل و خارج از کشور هستند (حتی دانشجویان خارج از کشور) و ایجاد بانک اطلاعاتی مربوطه با کمک ثبتاحوال، وزارت علوم، وزارت امور خارجه و... با هدف جلب حمایت آنان از روستاهای اجدادی خود
- ایجاد باشگاه حامیان متولد شهر یا استان پایلوت، خصوصاً ایرانیان مقیم خارج از کشور، ازجمله افرادی که میتوانند اقدام به برگزاری دورههای آموزش الکترونیکی یا انتقال تجربه و مهارت نمایند
- انتخاب نوع دانش یا مهارتی (در حوزه فناوری اطلاعات) که برای ایجاد کسبوکارهای پلتفرمی؛ شهر پایلوت انتخابشده باید در آن حوزه کسب شهرت ملی (سپس فراملی) پیدا کند (بهعنوانمثال شهرت در تولید محتواهای گرافیکی حرفهای گردشگری)
- ایجاد هستههای آموزشی و سپس کارورزی و مهارتورزی (انجام پروژههای رایگان ولی واقعی توسط کارآموزان) و اقدام به آموزش کاربردی تیمها، از طریق مؤسسات آموزشی که برای اجرای طرح اعلام آمادگی نموده و انتخاب شدهاند؛ و سپس بهرهگیری از توان شرکتهای بزرگ پلتفرمی یا شرکتهای نرمافزاری حامی طرح برای کارآموزی دانشپذیران؛ در جهت مهیاسازی بستر ایجاد کسبوکارهای پلتفرمی روستایی و حتی سوق دادن استخدام برخی از دانش پذیران برتر این هستهها توسط خود شرکتهای حامی یا مشارکت با آنان در ایجاد کسبوکار مربوطه
- همفکری با مسئولین حامی طرح در استان برای تعریف برخی جوایز و خدمات تشویقی، به شرکتهایی که اقدام به ایجاد هستههای کارورزی یا دفترهای محلی میکنند
- توجه به اجرای طرحهای درآمدزا برای شهر (شهرهای) پایلوت و روستاهای تابعه آن، در فضای مجازی (همانند ساخت کمپهای اقامتی، سیاهچادر، بومگردی، تورهای گردشگری، صنایعدستی، گیاهان دارویی، صنایع و کشاورزی مطرح استان و...)
- توجه به اجرای طرحهای برندسازی در شهر پایلوت در فضای مجازی (همانند طبیعتگردی و محیطزیست، رشتههای ورزشی، شخصیتها و نابغهها، هنرمندان، اختراعها و...) و ایجاد شور و هیجان محلی، استانی و ملی؛ به کمک فضای مجازی
- تشویق کلیه انجمنهای علمی و صنفی برای برگزاری همایشها و سمینارهای رایگان در روستاهای پایلوت (بهعنوانمثال انجمن گیاهان دارویی میتواند با دعوت از اعضای خود و دیگر پژوهشگران مرتبط؛ همایشهایی را همراه با طبیعتگردی در یکی از روستاهای پایلوت برگزار نماید)
نحوه جلب مشارکت حامیان پروژه
بهطورقطع اصلیترین عامل موفقیت این پروژه جلب حامیان جدی و پایکار برای پروژه است. لذا انتخاب روستاهای پایلوت باید با تکیهبر حامیان اولیه طرح باشد. در این راستا پیشبینی میزان سودآوری و قابلاجرا بودن طرح کسبوکار پیشنهادی در روستای پایلوت میتواند در انتخاب درست و قوی حامیان خیلی مؤثر باشد. برخی از نمونههای جلب مشارکت حامیان به شرح زیر است.
- شناسایی و جذب یک شخصیت حقیقی یا حقوقی بهعنوان حامی مالی طرح در روستا
- همانند یک فرد فرهیختهای که متولد روستا بوده یا روستا محل تولد اجداد وی بوده و تشویق ایشان به حمایت معنوی و مالی از طرح هوشمندسازی و توسعه اقتصاد دیجیتالی روستا و گذاشتن تندیس ایشان در روستا به هنگام افتتاح پروژهها
- یا واحدهای صنعتی نزدیک روستا که بخشی از نیروی کارشان را از ساکنین روستا تأمین میکنند
- یا یک شرکت فعال در حوزه گردشگری که به دلیل جاذبههای گردشگری و طبیعتگردی اطراف روستا علاقهمند است تمرکز و برندسازی بیشتری با نام روستا برای خود ایجاد نماید
- و ...
- شناسایی سودبران (ذینفعان) طرح
شناسایی سودبران (ذینفعان) و سازمانها یا نهادهایی که اجرای طرح همسو با اهداف ملی و مسئولیت اجتماعی آنان است؛ و برگزاری جلسات مشترک با آنان برای تبادل اطلاعات و دستیابی به اهداف و منافع مشترک در طرح و نهایتاً تعریف انواع پروژههای اجرایی اولیه با هریک از آنان؛ ازجمله:
- سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری و سایر نهادها و سازمانهای مرتبط همانند کانون گردشگری و محیطزیست، کمیسیون فرش و صنایعدستی اتاق ایران، کلیه شرکتهای فعال در حوزه گردشگری، تورلیدرهای فعال خصوصاً در حوزه طبیعتگردی و محیطزیست و...
- انجمن گیاهان دارویی و دیگر سازمانها و نهادهای مرتبط و خصوصاً شرکتهایی که در خصوص بستهبندی و صادرات اینگونه محصولات فعال هستند
- وزارت آموزش و پروش و دیگر سازمانها و مؤسسات آموزشی مرتبط برای استعدادیابی و شناسایی دانش آموزان مرتبط با اجرای طرح در هر شهر یا روستای هدف
- وزارت علوم و آموزش عالی، دانشگاهها و دیگر سازمانها و مؤسسات آموزشی، سازمان فنی و حرفهای و سایر نهادهای آموزشی مرتبط برای استعدادیابی و شناسایی دانشجویان و فارغالتحصیلان مرتبط با اجرای طرح در هر شهر یا روستای هدف
- وزارت بهداشت و درمان، با نگاه ارزیابی و توسعه زیرساختهای بهداشتی و درمانی روستا (تقویت خانههای بهداشت) و توسعه آموزشهای مناسب محلی یا از راه دور (افزایش کیفی سطح زندگی در روستا) برای جلوگیری از مهاجرت به دلیل کمبود یا نبود حداقلهای زیرساختی موردنیاز
- نهادهای مردمنهاد همانند کمیته امداد، با هدف توسعه اشتغال پایدار در روستاهای تحت حمایت این کمیته و دیگر نهادهای همسو با آن
- وزارت کشور، با هدف حمایت از دیجیتالی نمودن و یکپارچه نمودن اطلاعاتپایه و مهم یک منطقه جغرافیایی (استان، شهرستان، بخش یا دهستانها)
- اتحادیههای مرتبط با محصولات روستایی، بهعنوانمثال ایجاد سامانه یکپارچه و ملی پرورش و توزیع عسل در کشور با همکاری اتحادیههای مربوطه
- و...
توسعه و حمایت از پروژههای شرکتهای نوپا برای دیجیتالی شدن روستاهای پایلوت
با توجه به موارد مطرح شده در فوق، با آموزش و حمایت از نیروی کار جوان ساکن در روستاها یا شهرهای مادر هر روستا میتوان نسبت به توسعه انواع کسبوکارهای پلتفرمی و ایجاد انواع شرکتهای نوپا در روستاها اقدام نمود. علاوه بر آن میتوان بستر کسب نمایندگی ساکنین روستا از دیگر کسبوکارهای پلتفرمی بزرگ (همانند اسنپ) با فعال نمودن آن کسبوکار در روستا اقدام کرد. عناوین کلی برخی از انواع کسبوکارهای پلتفرمی قابل پیادهسازی در روستاها به شرح زیر است:
- پلتفرم یکپارچه اطلاعاتپایه و معرفی عمومی محصولات و خدمات قابلارائه در هر روستا
در اینگونه پلتفرمها (همانند دستودس) باید به شکل استاندارد، قابلیت ثبت و معرفی دقیق انواع اطلاعاتپایه هر روستا بهگونهای مهیا گردد که علاوه بر قابلیت جستجو و دسترسی به انواع اطلاعات مرتبط با هر روستا، بتوان به انواع گزارشهای تجمیعی از روستاهای یک بخش یا یک شهرستان یا یک استان نیز دسترسی پیدا کرد. ایدهآل آن است که در این پلتفرم علاوه بر ثبت و بهروز نگاهداشتن دقیق اطلاعات، بتوان تولید ناخالص داخلی ([11]GDP) هر روستا و درآمد سرانه آن را محاسبه نمود.
لذا ثبت اطلاعات مربوط به جمعیت و خانوار مقیم یا مهاجرت کرده، اندازه زمینهای زراعی، متوسط برداشت محصول، اطلاعات مربوط به تعداد دام و طیور، اندازه و کیفیت تولید انواع محصولات کشاورزی، دامپروری، عسل، صنایعدستی، معرفی انواع خدمات گردشگری (همانند راهنمای تور، اقامت، پذیرایی) و دیگر اطلاعاتپایه هر روستا باید در اینگونه پلتفرمها ثبت، بهروزآوری و مدیریتشده؛ و بستر تجارت الکترونیکی توسط کسبوکار مربوطه مهیا گردد.
- پلتفرم معرفی دیدنیها و ظرفیتهای گردشگری هر روستا
ایجاد یک بستر استاندارد و حداقل دوزبانه برای معرفی هریک از جاذبههای گردشگری روستا، با قابلیت معرفی انواع برنامههای اجرایی مشخص برای جلب گردشگر (خدمات قابلفروش توسط کسبوکار خود روستا یا دیگر تورهای محلی، کشوری یا بینالمللی)
فیلمبرداری و عکاسی حرفهای و تولید محتواهای جذاب و معرفی آنها در اینگونه پلتفرمها؛ میتواند علاوه بر جذب گردشگری و توسعه کسبوکارهای جانبی همانند ساخت کمپهای اقامتی استاندارد و امن، بوم گردی، مکانهای پذیرایی محلی و... نسبت به برندسازی روستا، رونق دیگر کسبوکارها و افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) هر روستا و درآمد سرانه آن تأثیر بالایی داشته باشد. ضمن آنکه با توسعه برخی از آموزشها (همانند تولید محتوا، مولتیمدیا و...) برخی از روستاها میتوانند به یکقطب کوچک آموزشی و حتی آزادکاری بینالمللی تبدیل گردند.
- تولید و فروش محتواهای گردشگری
یکی از کسبوکارهایی که با توجه به جاذبههای گردشگری میتوان در روستاها ایجاد نمود؛ عکاسی و فیلمبرداری حرفهای و تجاری به هنگام بازدید تورها از روستا و فروش اینگونه محتواها به بازدیدکنندگان است. ضمن آنکه دیگر پلتفرمهای داخلی یا بینالمللی رزرو جا و فروش بلیت نیز میتوانند خریدار اینگونه محتواها باشند.
همکاری مشترک استودیوهای حرفهای با اینگونه کسبوکارها در روستا میتواند به رونق آن بیفزاید.
- انواع پلتفرم تخصصی برای معرفی و بازارگردانی محصولات ویژه هر روستا
بهعنوانمثال ایجاد پلتفرم تخصصی پرورش، تولید و توزیع عسل در سطح یک بخش یا شهرستان (با همکاری شرکتهای تعاونی روستایی) و مهیاسازی استفاده حرفهای از آن توسط فرزندان هریک از زنبورداران
این مدل پلتفرمها میتوانند به تفکیک هرگونه از محصولات (همانند فرش، گلیم؛ کشمش، انواع میوه، پشم و...) در هر استان و با همکاری شرکتهای تعاونی روستایی شکل گرفته و علاوه بر کوتاه کردن دست دلالها، نسبت به آموزش حرفهای تولید محصول و بالا بردن کیفیت و ارزش محصولات روستایی نیز اقدام نماید. هرچند که اینگونه پلتفرمها باید بهصورت استانی و حتی ملی تهیه گردند ولی عضویت و استفاده از آن میتواند با کمک ساکنین جوان هر روستا ترویج یافته و ارتقا یابند.
- انواع پلتفرم تخصصی برای معرفی و بازارگردانی انواع گیاهان دارویی
اینگونه پلتفرمها همانند موارد اشارهشده در فوق ولی با نگاه توسعه کشت و جمعآوری انواع گیاهان دارویی در روستاهای کشور، میتواند نسبت به برندسازی ملی انواع گیاهان دارویی در کشور کمک شایانی نماید.
- و ...
ضرورت توسعه آموزش فناوری اطلاعات در مدارس شهر یا شهرستان پایلوت
بهطورقطع آموزش انواع تخصصهای حوزه فناوری اطلاعات نمیتواند فقط با نگاه توسعه دیجیتالی روستا شکل بگیرد. لذا لازم است که با یک نگاه گستردهتر به طرحهای آموزشی و کمکآموزشی برای افزایش علم، دانش و تخصص کلیه دانش آموزان کشور در حوزههای مختلف فناوری اطلاعات توجه گردد.
لذا پیشنهاد میگردد که برای اجرای این طرح، این نگرش حداقل در شهر یا شهرستان پایلوت اجرایی گردد. برخی نکات مهم برای توسعه آموزش فناوری اطلاعات در مدارس کشور به شرح زیر است:
- ایجاد شورا یا کارگروهی برای همسوسازی نهادهای دولتی و حامیان طرح (خصوصاً شورای شهر، آموزشوپرورش، استانداری، نهادهای حامی، واحدهای صنعتی، افراد خوشنام و...) در شهر پایلوت
- ایجاد بانک اطلاعاتی حامیان برگزاری دورههای آموزشی در مدارس شهر پایلوت
- ارزیابی طرحهای اجراشده مشابه در دیگر کشورها (همانند هند)
- ارائه برنامه برای اجرای اولیه کوتاهمدت طرح (کمتر از یک سال)
- شناسایی و برقراری ارتباط مستقیم (استفاده از شبکههای اجتماعی) و غیرمستقیم (از طریق مدارس) با جامعه هدف (در کوتاهمدت کلیه دانشآموزان بعد از دوره راهنمایی) و شناسایی جامعه بزرگ هدف و غربالگری در آن
- برگزاری همایشها و بوتکمپهای مقدماتی برای ایجاد انگیزه عمومی
- برگزاری اولین دورهای آموزشی همراه با کارآموزی با مخاطبین هدف
- برگزاری مسابقه فیمابین مدارس برای اجرای طرحهای دیجیتالی نمودن بخشهای مختلف روستا و شهر، همانند: انواع پلتفرمهای تجارت الکترونیکی، پورتالهای اطلاعرسانی (معرفی بانکها، دوایر دولتی، مدارس، کسبه و...)، ارائه انواع پلتفرمهای خدماتی (معرفی خدمات برق، نجاری، نظافت، تعمیرات و...) و دیگر ایدههای قابلطرح
- تلاش برای حمایت کسبوکارهای بزرگ و جاافتاده تجارت الکترونیک از ایدهها و طرحهای دیجیتالی برتر مدارس؛ و فراگیر نمودن فعالیتهای خود در شهر پایلوت با کمک نیروهای جوان آموزشدیده
چگونه میتوان بزرگترین تهدید ملی (فرار مغزها) را به بزرگترین فرصت ملی (آموزش و توسعه حرفهای مشاغل حوزه فناوری اطلاعات) تبدیل نمود |
ایجاد نهاد (نهادهای) آموزش بینالمللی نرمافزار
بدون شک بزرگترین تهدید فعلی کشور عزیزمان ایران (با توجه به خروج سریع نیروهای مولد کار یا فرار مغزها، خصوصاً در حوزه فناوری اطلاعات) را نمیتوان از طریق زور و قوانین پیشگیرانه مدیریت نمود. بلکه میتوان با هدف قرار دادن و آموزش دانشی و تخصصی خیل عظیم و میلیونی بیکاران دارای تحصیلات دانشگاهی و مستعد؛ این تهدید ملی را به یک فرصت بزرگ ملی تبدیل نمود. از طرفی اجرای این طرح و این ایده نیز منوط به رشد پایدار صنعت نرمافزار در کشور است و در کنار طرح هوشمندسازی و توسعه اقتصاد دیجیتال در روستاهای کشور حتماً ضروری است که پایههای تحول اقتصاد دیجیتال در کشور نیز مستحکم گردد.
یکی از پروژههای مؤثر برای تحقق این باور راهبردی ملی، ایجاد نهاد (نهادهای) آموزش کاربردی نیروی کار موردنیاز صنعت نرمافزار در سطح ملی و بینالمللی است.
اما تجربیات گذشته نشان میدهد که باوجود تلاشهای خیلی زیاد برای توسعه آموزش فناوری اطلاعات در کشور، متأسفانه اجرای طرحهای حمایتی ازاینگونه آموزشها خیلی مؤثر نبوده و بعضاً باوجود پیشبینیهای قبلی خیلی منجر به ایجاد شغل نشده است. دراینخصوص به برخی نکات به شرح زیر میتوان اشاره کرد:
- آموزشهای دانشگاهی بیشتر در جهت توسعه علم عمومی است و خیلی کمتر به توسعه دانش و مهارتهای کاربردی میپردازد
- برگزاری دورههای آموزشی تخصصی در مؤسسات آموزشی، جدای از نقاط قوت و کاستیهای احتمالی، بیشتر جزیرهای و محصولمحور کار میکنند
- بحث کارآموزی در کشور اصلاً جدی گرفته نشده است
- وقتی صحبت از مهارت میکنیم، طبیعتاً سطوح مهارت را نیز باید در نظر داشته باشیم. برنامهنویس ساده، کارشناس، کارشناس ارشد، مدرس، خبره و...، اصولاً برای توسعه دانش و مهارتورزی جایی در سیستم آموزشی کشور دیده نشده است. این در حالی است که توجه به سبک آموزش حوزوی یک تجربه ملی است که از آن بهره نگرفتهایم (در هر سطحی باید از سطح بالاتر آموخت و به سطح پایینتر یاد داد)
- آموزش مهارت با بازار واقعی کار همسو نشده است
- شرکتهای نرمافزاری بیشتر دنبال شکار نیروی کار ماهر هستند تا تربیت آن
- و...
لذا در کنار طرح هوشمندسازی روستاها باید به پروژه بسترسازی ملی برای ایجاد نهاد یا نهادهایی همانند «مدرسه عالی بینالمللی مهارتورزی نرمافزار» توجه داشت تا بتواند ازیکطرف نیروی «آمادهبهکار» موردنیاز صنعت نرمافزار در داخل کشور را تأمین کند (فعلاً محدود ولی در آینده بیش از نیاز و بیش از مهاجران)؛ و از طرف دیگر نسبت به تربیت نیروی آمادهبهکار بینالمللی برای صادرات یا آزادکاری در بازارهای فراملی اقدام نماید.
برخی از ضرورتها و اقدامات برای اجرای این پروژه را به شرح زیر میتوان برشمرد:
- هرچند که مجری و سرمایهگذار اصلی برای این طرح بخش خصوصی است، ولی جنس پروژه از جنس مشارکت عمومی، خصوصی است
- اینگونه نهادها حتماً بایستی با مشارکت و همکاری گروهی تعدادی از شرکتهای نرمافزاری و شرکتهای ارائهدهنده خدمات آموزشی شکل بگیرد
- نگاه به آموزش باید از جنس دانشی و مهارتورزی بینالمللی باشد. پس توجه خیلی جدی به مهارت استفاده از زبان انگلیسی مهم و جدی است
- علاوه بر آموزش زبان انگلیسی، بایستی دیگر مهارتهای فردی و رفتاری (مهارتهای نرم) برای آمادهسازی ورود نیروی کار جوان به بازار کار را به آنان آموخت
- شرکتهای نرمافزاری مشارکتکننده در تأسیس این نهاد بایستی علاوه بر سرمایهگذاری، بتوانند هم برای کارآموزی و هم برای استخدام آموزش دیدگان برنامه داشته باشند (مثلاً پرداخت وام آموزشی و تقسیط یا بخشش آن مشروط به چند سال همکاری با شرکت)
- اجرای پروژه در شهرهای مستعد و محروم برای توسعه اشتغال ازیکطرف و ایجاد دفاتر کار شرکتهای نرمافزاری حامی در این مناطق از طریق دورکاری
- تأمین تمامی یا بخشی از هزینههای آموزش توسط دولت (انواع حمایتها و وامها)، وامهای بانکی با تضمین دولت، شرکتهای نرمافزاری حامی و سپس بازگشت این سرمایهگذاری توسط کارآموز پس از ورود به بازار کار
- طراحی دورهای آموزشی و سیلابس درسها بایستی با توجه به مزیتهای نسبی محل و شهر پایلوت ازیکطرف و نیازمندیهای عاجل و آتی شرکتهای نرمافزاری حامی طراحی گردد
- شرکتهای نرمافزاری حامی بایستی بتوانند بستر کارآموزی از راه دور را برای یک دوره مشخص و قبل از استخدام برای آموزش پذیران مهیا نمایند
- طبیعتاً در ابتدا بایستی این آموزشها برای سطوح پایین مهارتی و آمادهسازی نیروهای جویای کار، صورت پذیرد. لیکن در ادامه بایستی کلیه سطوح مهارتی را در برگیرد. ازجمله تربیت مدرس حرفهای
- برای آموزشهای ابتدایی و آمادهسازی داوطلبین، ضرورت دارد که به بهترین وجه از محیط پلتفرمی آموزش برای ارائه آموزشهای اولیه بهصورت گسترده و رایگان استفاده شود
- با استفاده از محیط پلتفرمی آموزش بایستی بیشترین استفاده از آموزشهای (معمولاً رایگان) ایرانیهای مقیم خارج از کشور بهره جست
- با استفاده از محیط پلتفرمی معرفی متخصصین حوزه فناوری اطلاعات، بایستی در خصوص شناسایی جامعههای آماری هدف و غربالگری داوطلبین اقدام نمود
ریسکهای پیش روی طرح
بهطورقطع عملیاتی نمودن کلی یا هریک از اجزای طرح با ریسکهای متعددی روبرو بوده و ضروری است که حتی برای شروع طرح پایلوت به آنها توجه جدی گردد. مواردی همانند تفاوت در فرهنگ هر روستا، تفاوتهای اقلیمی، تفاوت در ارائه راهکار برای روستاهای کم برخوردار یا خیلی کم برخوردار، تفاوت در نوع حمایتهای مسئولان منطقهای و استانی و دیگر موارد مهمی که پرداختن به آن مطالعات و ارزیابیهای مفصل دیگری را میطلبد.
از کجا باید شروع کرد؟
به نظر نگارنده این طرح میتواند ابتدا موردمطالعه و توجه انواع سودبران طرح قرارگرفته و میزان مشارکت و انگیزه آنان مورد پرسش و ارزیابی قرار گیرد. سپس با انتخاب حداقل یک شهر یا شهرستان هدف برای اجرای طرح پایلوت و با ایجاد یک گروه مشورتی از کلیه سودبران پیشبینیشده در طرح، نسبت به اجرای کوچک و موردی هریک از اجزای طرح که زودتر و سادهتر میتواند عملیاتی گردد، کار اجرایی آغاز گردد.
سخن آخر
سرمایهگذاری برای ایجاد اینگونه طرحهای ملی، هرچند که در کوتاهمدت هزینهبر، انرژیبر و سخت است اما همه ما (مسئولین، مدیران، مشاوران، استادان، روشنفکران حرفهای و صاحبان فکر و اندیشه) مسئولیم که در چارچوب باورها و ارزشهای فردی و در چارچوب مسئولیتهای اجتماعی خود، با همکاری و همدلی گروهی به آن بپردازیم.
با آرزوی عشق ورزیدن، شاد زیستن و شاد کردن دیگران، ارزشی زیستن و یادگاری باارزش از خود بهجا گذاشتن.
تابستان 1403
[1] - E-work
[2] - FreeLancer
[3] - intellectual
[4] - Science
[5] - Knowledge
[6] - populist
[7] - PPP: Public-Private Partnership
[8] - Build–operate–transfer
[9] - Build–Own–Operate–Transfer
[10] - استفن آر کاوی و همکاران، مترجم حسین ظهوریان، نتایج قابل پیشبینی در شرایط غیرقابلپیشبینی، 1391
[11] - Gross Domestic Product